تبليغاتX
حسین لطافتی

حسین لطافتی

مجموعه یادداشتهایی در باره آموزش تربيت و خانواده

خانواده بهترين جايگاه تعليم و تربيت

 

خانواده بهترين جايگاه تعليم و تربيت

 

کتاب خانواده هاي متعادل که مولف اين کتاب دکتر شرفي است در مورد زندگي و چگونه زندگي خوب کردن توضيح داده است. در مورد خانواده که بهترين جايگاه تربيت و تعليم است و اينکه يک خانواده خوب چه نوع ويژگي هايي دارد و تقسيم بندي نمودند که ده درس و هر درس را به يک ويژگي اختصاص داده اند و در پايان هر درس پرسش هايي را نموده اند تا به شيوه آموزشي ارائه گردد.
اهداف کلي کتاب عبارتند از:
1- دانش افزايي خانواده
2- آسيب زدايي خانواده
3- هنجارشناسي خانواده
همسرگزيني، ازدواج، تشکيل خانواده، فرزندها و تربيت او همه مراحلي از امتحان بزرگ الهي است که يکي پس از ديگري از راه مي رسند و آدمي باکوله بار معرفت و اختيار چنگ در ريسمان توکل الهي مي زند تا به اوج قله هاي پرغرور تکامل قدم نهد پس اداره زندگي مشترک نياز به دانش کافي و آگاهي و بصيرت دارد و موفقيت دراين راه با مجاهدت و سعي و تلاش وافر مي باشد تا بارقه هاي هدايت الهي را به سوي خود جذب نمايد.
در مورد مفهوم زندگي و اينکه يک زندگي خوب چگونه زندگي است و هدف از زندگي چيست؟ از ديدگاه قرآن کريم مورد بررسي قرار داده که قرآن کريم حيات طيبه را مطرح نموده است که خداوند متعال فرموده اند زندگي و حيات طيبه به گونه اي است که آنها زنده مي شوند يعني زندگي برين که اراده ها را بر مي کشد و استعدادها را مي شوراند و همت ها را به والا گرايي فرا مي خواند تا بشر بتواند به فراسوي زيست مادي و حيواني به چنين تجلي روشني از حيات ملکوتي و معنوي دست يابد و در حقيقت انسان اگر بخواهد به يک زندگي خوب برسد بايد اين ويژگي ها را داشته باشد:
1- برخورداري از سلامت بدن
2- برخورداري از امنيت عاطفي
3- احساس قدرت و احترام
4- بيم و اميد نسبت به آينده
و هدف از زندگي از ديدگاه قرآن را: 1- عمل متعالي 2- خودسازي و تکامل 3- فرا شدن مي داند و نيز در مورد خانواده مي گويد: خانواده از نخستين نظام هاي نهادي عمومي و جهاني است که براي رفع نيازهاي حياتي و عاطفي انسان و بقاي جامعه ضرورت دارد و آن را به سه تيپ تقسيم نموده است.
1- خانواده متزلزل   2- خانواده متعادل    3- خانواده متکامل
در خصوص خانواده متزلزل که از هدف اصلي دور شده مديريت و تصميم گيري در آن به غايت دشوار است از درون تهي و بر روابط غيردوستانه و خصمانه آکنده است و فرداي روشن و آينده اي اميد بخش در آن وجود ندارد.
در خصوص خانواده متعادل اينکه افرادي متعادل و نرمال و بهنجار دارد و افراد آن از توانايي هاي خود آگاهي دارند و هماهنگي و همخواني در کليه  رفتارهاي آن مشاهده مي شود و آنها را واقع بين و با اعتماد به نفس و اينکه نسبت به همه مسائل آگاه و داراي بصيرت مي باشد مي دانند.
و در رابطه باخانواده متکامل (بالنده) مي گويد: اينکه روانشناسان معتقدند اينکه خانواده پس از حصول تعادل به تکامل و بالندگي رسد و آن زماني که حداکثر قابليت ها و توانايي هاي وجودي اعضاي آن کشف شود و مورد پرورش و توسعه و گسترش قرار گيرد ودرچنين صورتي اعضاي خانواده متکامل نه تنها خود مشکلي ندارند و از تعامل لازم برخوردارند بلکه مشکل زدا نيز هستند و در رفع آسيب هاي رواني و اجتماعي سايرين و خانواده هاي وابسته گام بر مي دارند.
ويژگي هاي خانواده متعادل شامل:
- پيش تکاپويي در برابر بينش خبري
- تبادل عاطفي در برابر انجماد عاطفي
- مثبت گرايي در برابر منفي گرايي
که در اين رابطه توصيه هاي تربيتي نموده اند اينکه فهرستي از قابليت هاي همسرمان را در ذهن داشته باشيم و آن را به عنوان يک اصل در زندگي بدانيم و در گفت وگوها به آنها اشاره نمائيم يا اينکه اگر ضعفي در آن مي بينيم با تلقين مثبت به وي تدبير کنيم و به تاييد و تقدير جنبه هاي خوب وي بپردازيم و اينکه به وجوه اشتراک با ويژگي هاي شخصيت خود پي ببريم و از آنها بهره ببريم و تقويتشان کنيم.
ويژگي هاي بعدي - تفاهم در برابر تخاصم و همگرايي در برابر واگرايي اينکه بدترين همسران کساني هستند که بلافاصله اثر سخن همسرشان را در ديگران خنثي مي کنند. براي رسيدن به تفاهم صداقت را سرلوحه کار خود قرار دهيم زيرا رستگاري در راستي است. و زن و شوهر زماني به سعادت خواهند رسد که پايه و اساس بر راستگويي و صداقت باشد.
زندگي آنها بر صداقت و راستي و درستي باشد و اينکه تشخيص مصلحت زندگي بر منفعت شخصي است و اين در پرتوهمگرايي زوجين امکان پذير است.
ويژگي هاي ديگر: بال در برابر و بال مشارکت در برابر مفارقت در مورد مشارکت اينکه: مشارکت سخن از مال و منال به طور طبيعي نيست بلکه عاليترين سرمايه هاي انساني يعني قلب، روح، عواطف و احساسات و آرزوهاي بشري است که به مورد مشارکت گذاشته مي شود. و زن و شوهر در چنين پيوندي بايد خود را براي پذيرفتن هرگونه عواقب اجتماعي اعم از موفقيت و شکست مهيا کنند و سهمي را به عهده گيرند.
ويژگي هاي ديگر: منطق در برابر زور، خود شکوفايي در برابر خود زياني. اينکه در تمام مراحل زندگي بايد خدا را در نظر بگيريم مخصوصا زمان بحث و گفت وگو و براي رضاي او سخن بگوييم.
ما زنده به آنيم که آرام نمانيم
موجيم که آرامش ما، عدم ماست
دانش از برون و بينش از درون به يکديگر پيوند مي خورند و آدمي را در جاده کمال و نوسازي به پيش مي برند.
ويژگي هاي ديگر: شاد کامي در برابر تلخ کامي   آگاهي در برابر ناآگاهي
انسان با ايمان اندوهش را در دل و خوشرويي را بر چهره دارد.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
که مهمترين عامل تعادل در خانواده مسرت زندگي و خوشرويي است.
ويژگي هاي ديگر: بزرگ منشي در برابر کودک منشي
حق آن کسي که به تو بدي کرده اين است که از او بگذري و مشمول عفوش قرار دهي.
و ويژگي ديگر خانواده متعادل: ارتباط با فرزند است.
که او قسمتي از وجود تو است و جزيي از درخت هستي ات مي باشد. و در اين جهان خوبي و بدي او با تو ارتباط دارد و از ديدگاه روايات فرزند شايسته از جايگاه خاصي نزد پروردگار برخوردار است. که امام صادق (ع) مي فرمايد:
1- صدقه اي که در زندگي به توفيق الهي اجرا سازد که بعد از مرگ نيز جاري باشد.
2- اسم نيکي که به جا گذارد و بعد از او باقي باشد.
3- فرزند صالحي که براي او دعا کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 21:17  توسط حسین لطافتی  | 

 

خانواده بهترين جايگاه تعليم و تربيت

 

کتاب خانواده هاي متعادل که مولف اين کتاب دکتر شرفي است در مورد زندگي و چگونه زندگي خوب کردن توضيح داده است. در مورد خانواده که بهترين جايگاه تربيت و تعليم است و اينکه يک خانواده خوب چه نوع ويژگي هايي دارد و تقسيم بندي نمودند که ده درس و هر درس را به يک ويژگي اختصاص داده اند و در پايان هر درس پرسش هايي را نموده اند تا به شيوه آموزشي ارائه گردد.
اهداف کلي کتاب عبارتند از:
1- دانش افزايي خانواده
2- آسيب زدايي خانواده
3- هنجارشناسي خانواده
همسرگزيني، ازدواج، تشکيل خانواده، فرزندها و تربيت او همه مراحلي از امتحان بزرگ الهي است که يکي پس از ديگري از راه مي رسند و آدمي باکوله بار معرفت و اختيار چنگ در ريسمان توکل الهي مي زند تا به اوج قله هاي پرغرور تکامل قدم نهد پس اداره زندگي مشترک نياز به دانش کافي و آگاهي و بصيرت دارد و موفقيت دراين راه با مجاهدت و سعي و تلاش وافر مي باشد تا بارقه هاي هدايت الهي را به سوي خود جذب نمايد.
در مورد مفهوم زندگي و اينکه يک زندگي خوب چگونه زندگي است و هدف از زندگي چيست؟ از ديدگاه قرآن کريم مورد بررسي قرار داده که قرآن کريم حيات طيبه را مطرح نموده است که خداوند متعال فرموده اند زندگي و حيات طيبه به گونه اي است که آنها زنده مي شوند يعني زندگي برين که اراده ها را بر مي کشد و استعدادها را مي شوراند و همت ها را به والا گرايي فرا مي خواند تا بشر بتواند به فراسوي زيست مادي و حيواني به چنين تجلي روشني از حيات ملکوتي و معنوي دست يابد و در حقيقت انسان اگر بخواهد به يک زندگي خوب برسد بايد اين ويژگي ها را داشته باشد:
1- برخورداري از سلامت بدن
2- برخورداري از امنيت عاطفي
3- احساس قدرت و احترام
4- بيم و اميد نسبت به آينده
و هدف از زندگي از ديدگاه قرآن را: 1- عمل متعالي 2- خودسازي و تکامل 3- فرا شدن مي داند و نيز در مورد خانواده مي گويد: خانواده از نخستين نظام هاي نهادي عمومي و جهاني است که براي رفع نيازهاي حياتي و عاطفي انسان و بقاي جامعه ضرورت دارد و آن را به سه تيپ تقسيم نموده است.
1- خانواده متزلزل   2- خانواده متعادل    3- خانواده متکامل
در خصوص خانواده متزلزل که از هدف اصلي دور شده مديريت و تصميم گيري در آن به غايت دشوار است از درون تهي و بر روابط غيردوستانه و خصمانه آکنده است و فرداي روشن و آينده اي اميد بخش در آن وجود ندارد.
در خصوص خانواده متعادل اينکه افرادي متعادل و نرمال و بهنجار دارد و افراد آن از توانايي هاي خود آگاهي دارند و هماهنگي و همخواني در کليه  رفتارهاي آن مشاهده مي شود و آنها را واقع بين و با اعتماد به نفس و اينکه نسبت به همه مسائل آگاه و داراي بصيرت مي باشد مي دانند.
و در رابطه باخانواده متکامل (بالنده) مي گويد: اينکه روانشناسان معتقدند اينکه خانواده پس از حصول تعادل به تکامل و بالندگي رسد و آن زماني که حداکثر قابليت ها و توانايي هاي وجودي اعضاي آن کشف شود و مورد پرورش و توسعه و گسترش قرار گيرد ودرچنين صورتي اعضاي خانواده متکامل نه تنها خود مشکلي ندارند و از تعامل لازم برخوردارند بلکه مشکل زدا نيز هستند و در رفع آسيب هاي رواني و اجتماعي سايرين و خانواده هاي وابسته گام بر مي دارند.
ويژگي هاي خانواده متعادل شامل:
- پيش تکاپويي در برابر بينش خبري
- تبادل عاطفي در برابر انجماد عاطفي
- مثبت گرايي در برابر منفي گرايي
که در اين رابطه توصيه هاي تربيتي نموده اند اينکه فهرستي از قابليت هاي همسرمان را در ذهن داشته باشيم و آن را به عنوان يک اصل در زندگي بدانيم و در گفت وگوها به آنها اشاره نمائيم يا اينکه اگر ضعفي در آن مي بينيم با تلقين مثبت به وي تدبير کنيم و به تاييد و تقدير جنبه هاي خوب وي بپردازيم و اينکه به وجوه اشتراک با ويژگي هاي شخصيت خود پي ببريم و از آنها بهره ببريم و تقويتشان کنيم.
ويژگي هاي بعدي - تفاهم در برابر تخاصم و همگرايي در برابر واگرايي اينکه بدترين همسران کساني هستند که بلافاصله اثر سخن همسرشان را در ديگران خنثي مي کنند. براي رسيدن به تفاهم صداقت را سرلوحه کار خود قرار دهيم زيرا رستگاري در راستي است. و زن و شوهر زماني به سعادت خواهند رسد که پايه و اساس بر راستگويي و صداقت باشد.
زندگي آنها بر صداقت و راستي و درستي باشد و اينکه تشخيص مصلحت زندگي بر منفعت شخصي است و اين در پرتوهمگرايي زوجين امکان پذير است.
ويژگي هاي ديگر: بال در برابر و بال مشارکت در برابر مفارقت در مورد مشارکت اينکه: مشارکت سخن از مال و منال به طور طبيعي نيست بلکه عاليترين سرمايه هاي انساني يعني قلب، روح، عواطف و احساسات و آرزوهاي بشري است که به مورد مشارکت گذاشته مي شود. و زن و شوهر در چنين پيوندي بايد خود را براي پذيرفتن هرگونه عواقب اجتماعي اعم از موفقيت و شکست مهيا کنند و سهمي را به عهده گيرند.
ويژگي هاي ديگر: منطق در برابر زور، خود شکوفايي در برابر خود زياني. اينکه در تمام مراحل زندگي بايد خدا را در نظر بگيريم مخصوصا زمان بحث و گفت وگو و براي رضاي او سخن بگوييم.
ما زنده به آنيم که آرام نمانيم
موجيم که آرامش ما، عدم ماست
دانش از برون و بينش از درون به يکديگر پيوند مي خورند و آدمي را در جاده کمال و نوسازي به پيش مي برند.
ويژگي هاي ديگر: شاد کامي در برابر تلخ کامي   آگاهي در برابر ناآگاهي
انسان با ايمان اندوهش را در دل و خوشرويي را بر چهره دارد.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
که مهمترين عامل تعادل در خانواده مسرت زندگي و خوشرويي است.
ويژگي هاي ديگر: بزرگ منشي در برابر کودک منشي
حق آن کسي که به تو بدي کرده اين است که از او بگذري و مشمول عفوش قرار دهي.
و ويژگي ديگر خانواده متعادل: ارتباط با فرزند است.
که او قسمتي از وجود تو است و جزيي از درخت هستي ات مي باشد. و در اين جهان خوبي و بدي او با تو ارتباط دارد و از ديدگاه روايات فرزند شايسته از جايگاه خاصي نزد پروردگار برخوردار است. که امام صادق (ع) مي فرمايد:
1- صدقه اي که در زندگي به توفيق الهي اجرا سازد که بعد از مرگ نيز جاري باشد.
2- اسم نيکي که به جا گذارد و بعد از او باقي باشد.
3- فرزند صالحي که براي او دعا کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 21:17  توسط حسین لطافتی  | 

روابط زن و شوهر در خانواده متعادل

 

روابط زن و شوهر در خانواده متعادل

 

شناخت و پذیرش نقش و جایگاه متقابل

 

در خانواده متعادل بین زن و شوهر باید روابط خاصی وجود داشته باشد و هر یک نقش، وظیفه و جایگاه فرد متقابل را بشناسد و محترم بشمارد، مدیریت خانواده به عهده مرد است و زن مدیر داخلی خانواده و نیز معاون مدیر خانواده است. مدیریت مرد ضمن آنکه در درون خانواده پذیرفته شده است، لیکن بیشتر نقش بیرونی و اجتماعی داردو در درون خانواده باید اجرای امور بیشتر به عهده زن باشد. مدیریت مرد اقتضا می کند که به جزء موارد اصلی و اساسی از مداخله بی مورد در تصمیمات زن خودداری کند. مدیریت نباید همکاری در خانواده را از یاد ببرد. یک مدیر موفق یک همکار خوب نیز هست. یک مدیر فقط یک تصمیم گیرنده و صادر کننده دستور نیست، بلکه خود فردی کاری در کنار سایر اعضای خانواده است. هر چند به لحاظ حقوق اسلامی کارکردن زن در خانه وظیفه او به شمار نمی آید، لیکن به جهات گوناگون باید به انجام امور داخلی خانه به عنوان وظیفه عرفی و سازمانی زن بنگریم. در چنین مواردی توجه به برخی از نکات اهمیت دارد. کار در خانه وظیفه زن نیست ولی انجام کار هر فرد وظیفه خود او به شمار می آید بنابراین هر چند که زن وظیفه ندارد لباس شوهر را بشوید و یا برای او غذا بپزد ولی این وظیفه را دارد که غذای خود را بپزد و یا لباس خود را بشوید و چنین وظیفه ایی عقلاً به عهده مرد نیز هست و فرزندان رشید خانواده نیز چنین وظیفه ایی دارند ولی این نقطه قابل تامل است که اگر قرار باشد هر کس در خانه چنین وظیفه ایی را به تنهایی و برای خود به عهده بگیرد، چنین خانواده ایی به تدریج رو به آشفتگی و نابسامانی می گذارد بنابراین علی رغم اینکه این وظایف به عهده هر یک از اعضای خانواده است، لیکن بهتر است به شکل متمرکز انجام گیرد و یکی از افراد برای انجام متمرکز این کار زن خانواده است. بنابر عرف موجود در جامعه ما و تقریباً در تمامی جوامع بشری، امور داخلی خانه به عهده زنان است و این عرف را هم پذیرفته ایم و در آن هیچگونه تحمیل و یا ظلمی را احساس نمی کنیم. مانند بسیاری از عرفهای اجتماعی که بدان پایبند هستیم اکثر زنان جامعه انجام امور داخلی خانه را یک وظیفه عرفی خود می شناسند.

با توجه به این نکات در مورد کار درون خانه باید گفت که بهتر آنست این امور در اختیار زن خانه قرار گیرد ولی این بدان معنا نیست که انجام چنین کارهایی وظیفه غیر قابل عدول اوست، بلکه باید گفت که او می تواند در انجام کارهای خانه همکاری سایرین را طلب نماید و از هر یک از آنها در انجام بخشی از کار استمداد بخواهد و اعضای خانواده موظف به همکاری با او هستند. در این معنا نقش ها جابجا نمی شوند و نقش اداره درون خانواده به طور قطع بر عهده زن قرار می گیرد و سایرین، همکاران او در این زمینه خواهند بود.

داشتن نقش و جایگاه متناسب هر یک از اعضای خانواده نه تنها برای گردش امور خانواده لازم است، بلکه برای هویت یابی مناسب فرزندان نیز الزامی است. به عبارتی دیگر حفظ نقش و جایگاه افراد در خانواده هم به لحاظ سازمانی واجد اهمیت است و هم به لحاظ تربیتی. مداخله مرد و یا انتظار انجام کارهای زنانه از او داشتن و یا انتظار انجام کارهای مردانه از زن داشتن موجب آشفتگی هویت جنسی فرزندان می شود.

برگرفته از کتاب«خانواده و فرزندان»

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 20:11  توسط حسین لطافتی  | 

اصول تعلیم و تربیت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 10:10  توسط حسین لطافتی  |